الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

335

أصول الفقه ( فارسى )

( آيهء دوم ) قول خدا در سورهء يس ، آيهء 36 است كه مىفرمايد : « گفت : چه كسى استخوانها را زنده مىكند درحالىكه پوسيده شده‌اند ؟ بگو همان كسى كه اولين بار آنها را پديد آورد » . اين آيه دلالت بر مساوات نظير با نظير دارد . و بلكه استدلالى قياسى براى مغلوب نمودن كسى است كه احياى استخوانهاى پوسيده را انكار مىكند . و اگر قياس حجت نبود ، استدلال در اين آيه صحيح نمىبود . ( و اشكال ) اين است كه اين آيه بر مساوات بين دو نظير فوق - مثل هر دو نظير در هر جهتى كه شبيه باشد - دلالت ندارد ، مضافا اينكه استدلال قياسى نيست . اين آيه فقط براى رفع استبعاد منكرين معاد ( بعث ) آمده است . چرا كه آنان خيال مىكردند خداوند عاجز از زنده كردن استخوانهاى پوسيده است . اين آيه مىخواهد اثبات كند كه بين قدرت بر ايجاد اوليهء استخوانها بدون سابقهء قبلى و بين قدرت احياء دوبارهء آنها ملازمه وجود دارد ، بلكه قدرت بر دوّمى ، اولويت دارد . و اگر اين ملازمه ثابت باشد و فرض اين است كه ملزوم يعنى « قدرت بر انشاء اوليه » موجود است ، پس حتما لازم يعنى « قدرت بر احياى استخوانهاى پوسيده » نيز ثابت است . و اين معنا كجا و قياس كجا ؟ و اگر صحيح باشد كه بگوئيم مراد از آيه ، قياس است ، اين قياس نوعى از قياس اولويت قطعى است . و اين ، چه ربطى به قياس مساوات دارد كه مطلوب ما اثبات حجيّت آن است ، يعنى قياسى كه مبتنى بر ظن به مساوات در علّت است ؟ ! و قائلين به قياس به آيات ديگرى نيز استدلال كرده‌اند مثل آيهء 95 مائده : [ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً ] فجزاء مثل ما قتل من النعم ، و آيهء : [ إِنَّ اللَّهَ ] يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ . و تمسك و چنگ انداختن به مثل چنين آياتى - همان گونه كه گفته‌اند - همانند تشبث غريق به حشيش [ چيز اندك ، علف هرزهء كوچك ] است « 1 » .

--> ( 1 ) - ضرب المثل معروف مىگويد : الغريق يتشبث بكل حشيش ( غ ) .